شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
161
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
مضمون خدمت امام حسين عليه السّلام فرستاد : « امّا بعد : پيشرو كاروان هيچگاه به اهل خود دروغ نمىگويد ، هجده هزار تن از مردم كوفه با من بيعت كردهاند ، هرگاه نامهام خدمت شما رسيد ، شتابان رهسپار اين ديار شويد ؛ زيرا همهء مردم با شما هستند و به خاندان معاويه تمايلى ندارند « 1 » و آن را توسط عابس نزد حضرت فرستاد كه غلامش شوذب نيز وى را در اين سفر همراهى مىكرد . ابو مخنف روايت كرده : روز عاشورا ، آنگاه كه جنگ درگير شد و برخى از ياران حسين عليه السّلام به شهادت رسيدند ، عابس شاكرى به اتفاق شوذب در آنجا حضور يافت و به شوذب گفت : شوذب ! چه تصميم گرفتى ؟ گفت : چه تصميمى ؟ ! [ معلوم است ] در كنار شما در راه فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىجنگم تا كشته شوم . عابس گفت : غير از اين از تو انتظارى نداشتم ، اكنون در مقابل ابا عبد اللّه عليه السّلام به ميدان بشتاب تا همانگونه كه ديگر يارانش را نزد خدا ذخيره نهاده ، تو را نيز ذخيره قرار دهد و من نيز تو را نزد خدا ذخيره نهم ، اگر هم اكنون ياورى داشتم كه نسبت به او سزاوارتر از تو بودم و در برابر من به ميدان مىرفت تا او را نزد خدا ذخيره بنهم ، مرا شادمان مىساخت ؛ زيرا امروز روزى است كه در آن بايد به هر نحو ممكن در پى اجر و پاداش باشيم ، چرا كه از امروز به بعد عملى در كار نيست ، بلكه روز حسابرسى است « 2 » . به گفتهء مؤلف : مانند اين سخن را عباس بن على در آن روز به برادران خويش گفت و فرمود : به پيش برويد ؛ چون فرزندى نداريد ، شما را نزد خدا ذخيره مىنهم ؛ يعنى با شهادتتان نسل شما قطع مىشود و من در پيشگاه خدا مصيبتم بيشتر و پاداشم
--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 290 . ( 2 ) . همان : 3 / 329 .